اولياء الله آملى
7
تاريخ رويان ( فارسى )
بشر » و اگر در شرح و بسط آن على تواتر الزمان شروع كند و به اقدام و اقلام در معارج كشف و مدارج وصف آن ترقى نمايد ، به عاقبت ، تقرير بيان و تحرير بنان جز فتور و ثمرات اعتراف به عجز و قصور چيزى ديگر نباشد . شعر : و لو أنّ لى في كل منبت شعرة * لسانا يبثّ الشكر منه لقصّرا گر بر تن من زبان شود هر موئى * يك شكر وى از هزار نتوانم گفت ايزد تعالى بقاى آن دولت على تعاقب الليالى و تواتر الايام به دوام داراد و امور دارين آن حضرت پيوسته با نظام . مقاصد دو جهانى آن درگاه برحسب مطلوب مقتضاى مرام ، به حق محمد و آله الاطهار الكرام . غرض آنكه بارها به لفظ شريف با اين ضعيف مىفرمود كه مجموعهاى ترتيب مىبايد كردن كه شرح مبادى احوال رويان و سبب عمارت آن و مبدأ حال ملوك و تصحيح نسبت ايشان و مدت ايالت در آنجا بر وجه اجمال ، از آن مجموعه معلوم گردد . اگرچه طبرستان را على العموم تاريخها كردهاند كه بر مجمل و مفصل آنجا به قدر [ حاجت ] وقوف حاصل مىشود ، الا رويان و حكام آن را به انفراد مجموعى اتفاق نيفتاد . اگر اين معنى به نسبت با فلانى از قوه به فعل و از نيت به عمل پيوندد ، از مصلحت دور نباشد . مع ما كه مدتى شده است تا وجود اين ضعيف ، هدف سهام مصايب و علف نصال حوادث و نوايب مانده است و از سبب تحمل مشاق غربت و تجرع كوؤس محنت و كربت ، هم زبان گويا الكن است و هم طبع دانا كودن . و بواسطهء تواتر بلا و محن و تتابع عنا و فتن و تراكم غمام [ 4 ] غموم و حزن ، نه فهم را استعداد تربيت مقال حاصل است و نه خاطر را قوت و پرواى قيلوقال .